محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

382

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

او را برادر پدرى - مادرى او شمرده‌اند و از آنجا كه هارون بىگمان اسرائيلى است ، پس برادرش موسى نيز ناگزير اسرائيلى خواهد بود . دوم : هر پيامبرى در ميان قوم خويش برگزيده مىشود و چون موسى بىگمان پيامبر اسرائيليان بوده است ، پس بايد خود نيز از آنان باشد . سوم : اين كه موضوع برجستهء پيامبرى موسى ، بجز فراخوانى فرعون و فرعونيان ، به خداپرستى ، آزادسازى اسرائيليان از چنگ فرعون و مصريان بوده است ، چيزى كه آشكارا در قرآن كريم در سوره‌هاى اعراف ( آيات 104 - 105 ) ، طه ( آيهء 47 ) ، و شعراء ( آيات 16 - 17 ) آمده و از آن آشكارتر در جاى جاى تورات به ويژه در سفر خروج ( 3 / 7 - 22 ؛ 5 / 1 - 3 ؛ 6 / 10 - 13 ) است كه گويا كار موسى را اصلا همين آزادسازى از آزار و آسيب مصريان و بيرون بردن آنان از مصر مىدانسته و پيداست كه چندان پذيرفتنى نيست كه موسى خود مصرى باشد و پيام و دعوت او آزادى اسرائيليان از مصر و مصريان و سپس بيرون بردن آنان از مصر به كنعان به سرزمين مقدسى كه خداوند براى آنان فراهم كرده است ، به گفته نويسندهء البحر المحيط ، بنى اسرائيل از قوم مصرى فرعون نبودند ، و از اين روست كه موسى به سراغ ديگر مصريان - كه او به خطا « قبطى » مىنامدشان - كه بيشتر نيز بودند نمىرود . چهارم : اين كه نام مصرى موسى را پدرش بر او ننهاده است - چنان كه فرويد مىپندارد - بلكه اين نام را همسر فرعون بر او نهاده است و از شهبانويى مصرى كه خون و گوشت و زبان و فرهنگ و همه چيزش مصرى است ، جز اين نمىتوان چشم داشت كه نامى مصرى بر آن كودك برگزيند و چنان كه پيشتر نيز گفتيم او كه مصرى بوده و به زبان مصرى سخن مىگفته و مىانديشيده نمىتوانسته در زندگى روزانه و در ميان مردمى كه از اسرائيليان بيزار بوده‌اند ، به عبرى سخن بگويد تا چه رسد به اين كه براى كودكى كه به فرزندى گرفته ، نامى عبرى برگزيند . پنجم : اين كه به گزارش تورات ، دختران رعوئيل موسى را مصرى گفتند ، چيزى بسيار طبيعى است ، زيرا مردمى كه از مصر آمده و در كاخ فرعون بزرگ و باليده شده بود و تا آن روز كه شايد به چهل سالگى رسيده بود ، همهء عمرش را در مصر گذرانده ، طبيعى بود كه شكل و شمايل مصرى داشته باشد ، نه تنها او چنين بود كه همهء اسرائيليان كه كم و بيش چهار صد سال در مصر زيسته بودند ، اگر نگوييم مصرى شده بودند ، دست كم ، رنگ و روى مصرى يافته بودند . و شايد از اين روست كه قرآن كريم آنان را « طائفة منهم » يعنى گروهى از مصريان خوانده است . گذشته از اين‌ها دختر « رعوئيل » كه در مدين مىزيست ، تا آن روز